تبلیغات
ما صاحب داریم

به نام خدا

دوشنبه 10 خرداد 1395 11:48 ب.ظ

نویسنده : بازگشته
اگر نه مد بسم الله بودی تاج عنوان ها
نگشتی تا قیامت نو خط شیرازه دیوان ها ...

صایب تبریزی

دوستان به وبلاگ ما خوش آمدید





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 10 خرداد 1395 11:48 ب.ظ

سلام بر محرم ....

سه شنبه 6 مهر 1395 02:50 ب.ظ

نویسنده : بازگشته


پیراهن عزای محرم بیاورید 
کم کم صدای واعطشا میرسد بگوش

منبع :
@yazahra88






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 6 مهر 1395 02:56 ب.ظ

اینفوگرافی واقعه ی مباهله :

دوشنبه 5 مهر 1395 07:30 ب.ظ

نویسنده : بازگشته







دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 5 مهر 1395 07:36 ب.ظ

قدر جوانی را بدان ...

یکشنبه 4 مهر 1395 10:23 ب.ظ

نویسنده : بازگشته
به نام خدا


ابذلوا ارواحکم یا عاشقین

ان تکونوا فی هوانا صادقین

داند این را هرکه زین ره آگه است

کاین وجود و هستیش، سنگ ره است

گوی دولت آن سعادتمند برد

کو، به پای دلبر خود، جان سپرد

جان به بوسی می‌خرد آن شهریار

مژده‌ای عشاق، کسان گشت کار

گر همی خواهی حیات و عیش خوش

گاو نفس خویش را اول بکش

در جوانی کن نثار دوست جان

رو «عوان بین ذالک» را بخوان

پیر چون گشتی، گران جانی مکن

گوسفند پیر قربانی مکن

شد همه برباد، ایام شباب

بهر دین، یک ذره ننمودی شتاب

عمرت از پنجه گذشت و یک سجود

کت به کار آید، نکردی ای جهود!

حالیا، ای عندلیب کهنه سال

ساز کن افغان و یک چندی بنال

چون نکردی ناله در فصل بهار

در خزان، باری قضا کن زینهار!

تا که دانستی زیانت را ز سود

توبه‌ات نسیه، گناهت نقد بود

غرق دریای گناهی تا به کی؟

وز معاصی روسیاهی تا به کی؟،

جد تو آدم، بهشتش جای بود

قدسیان کردند پیش او سجود

یک گنه چون کرد، گفتندش: تمام

مذنبی، مذنب، برو بیرون خرام!

تو طمع داری که با چندین گناه

داخل جنت شوی، ای روسیاه!


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

تمثیل پادشاه و زیبا رویان عالم قسمت دوم ...

یکشنبه 4 مهر 1395 10:21 ب.ظ

نویسنده : بازگشته

تمثیل پادشاه و زیبارویان عالم قسمت دوم :

و پس از آنکه خطیبان از اقتدار و شوکت او و حکومتش گفتند پادشاه وزیر را کنار خود خواند و گفت :
ای ندیم آیا اکنون ما را در سعادت سرامد می بینی و دولت ما را بی همتا می یابی که زیبارویان عالم در خدمت ما هستند ؟!
وزیر به فکر فرو رفت و سکوت کرد .
و بعد از‌مدتی گفت :
سر قبله ی عالم سلامت٬ عذر مرا بپذیرید که چنین نمی بینم و به اعتبار این امر سعادت ابد را ازان شما نمی دانم !
این سخن حاضران را به شگفت آورد و پادشاه با غضب گفت چرا ای نمک به حرام ؟!
وزیر گفت ای قبله ی عالم !
این زیبارویان را که می بینید پیش از این هر یکی در تصرف کسی بودند و هر کدام در خانه ی یکی.
هر یک دلبر عاشقی بودند و یا دردانه ی پدری.
هر کدام مالکی داشتند فقیر یا غنی.
 و هیچ کدام از ایشان گمان نمی کردند که روزی دلبر یا دردانه ی خود را از دست بدهند .
اما این ها برای هیچ کدام نماندند .

حال من تضمین نمی کنم که اینان درخانه ی پادشاه نیز به ابد بمانند و پادشاه نیز ایشان را نبازد .
شاه را این سخن که تا کنون نظیرش را نشنیده بود  لرزاند و به اندیشه فروبرد
 و  سپس گفت :
نیکو گفتی ٬ این ها را به بلاد خود باز گردانید که دلبری می باید جستن که در فقر و غنا ٬ ضعف و قوت ٬ در تنهایی و در جمع پاینده باشد و از دست نرود ‌.
و اینگونه شد توبه کرده و از عابدان و عاشقان دوران شد .

تمت باذن الله



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 مهر 1395 10:22 ب.ظ

تمثیل پادشاه و زیبارویان عالم قسمت اول...

پنجشنبه 1 مهر 1395 12:01 ب.ظ

نویسنده : بازگشته

به نام خدا

⚪️تمثیل پادشاه و زیبارویان عالم قسمت اول  :

روزی پادشاهی صاحب سلطه و زور دستور داد تا زیبارویان بلاد مختلف را از سرزمین های شرق و غرب و شمال و جنوب گرد او آورند تا بر همه ی ایشان مالک شود .ماموران پادشاه به گشتن عالم مشغول شدند و از بلاد دور و نزدیک هر آن کس را که زیبا و موزون می یافتند به بند می کشیدند تا به محضر سلطان آرند .
زمانی گذشت و امر پادشاه به سر انجام رسید و روزی که در بار مملو از دلبرانی یکی از یکی صاحب جمال تر گشته بود شاه دامن کشان و با ناز و عشوه وارد مجلس شد و خرامان بر صدر مجلس رسیده و بر مسند خود جلوس کرد .
و پس از آنکه خطیبان از اقتدار و شوکت او و حکومتش گفتند پادشاه وزیر را کنار خود خواند و گفت :
ادامه دارد ...




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 مهر 1395 10:20 ب.ظ

مبارک باد انشالله

یکشنبه 21 شهریور 1395 07:26 ب.ظ

نویسنده : بازگشته
بسم الله الرحمن الرحیم

قال امیر المومنین علی علیه السلام :

و الفُرصَت تَمُرُّ مَرَّ السَّحاب وَ انَتهِزوا فُرَصُ الخَیر

کلمات قصار  شماره ی 21

و فرصت در حال گذر است مانند گذر ابر ، پس فرصت های خیر را غنیمت شمارید !

دوستان ، فرصتی خوب است روز عرفه ، عید قربان ، عید غدیر و ایام محرم .

استفاده کنیم انشالله .






دیدگاه ها : نظرتان را بفرمایید به لطف خدا ...
آخرین ویرایش: یکشنبه 21 شهریور 1395 07:33 ب.ظ

حکایت دوست...

سه شنبه 9 شهریور 1395 01:15 ب.ظ

نویسنده : بازگشته
به نام خدا

هـر‌ چـه گ‍ـفـتـیـم جـز حکایت دوسـت

در هـمـه عـمــر از آن پـشـیـمـانـیـم 


سعدی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 شهریور 1395 01:16 ب.ظ

بی سر انجام ..

سه شنبه 9 شهریور 1395 01:12 ب.ظ

نویسنده : بازگشته
به نام خدا 


ماییم که از باده ی بی‌جام خوشیم
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم

گویند سرانجام ندارید شما ...
ماییم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم

مولوی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 شهریور 1395 01:14 ب.ظ

شهادت جانگداز رییس و بنیان گذار مذهب ، امام صادق علیه السلام تسلیت باد .

شنبه 9 مرداد 1395 01:09 ب.ظ

نویسنده : بازگشته
به نام خدا

شهادت جانگداز رییس و بنیان گذار مذهب ، امام صادق علیه السلام تسلیت باد .



شعری از حمیدرضابرقعی:

کاش من هم به لطف مذهب نور
تا مقام حضور می رفتم
کاش مانند یار صادقتان
بی امان در تنور می رفتم

علم عالم در اختیار شماست
جبر در این مسیر حیران است
چشم هایت طبیب و بیمارش
یک جهان جابر بن حیان است


روز و شب را رقم بزن آخر
ماه و خورشید در مُرکّب توست
ملک لاهوت را مراد تویی
آسمان ها مرید مذهب توست

 
قصه تکرار می شود یعنی
باز هم در مدینه عاشق نیست
کوچه در کوچه شهر را گشتم
هیچکس با امام ، صادق نیست


خواب دیدم که پشت پنجره ها
روبروی بقیع گریانم
پابه پای کبوتران حرم
در پی آن مزار پنهانم


گریه در گریه با خودم گفتم
جان افلاک پشت پنجره هاست
آی مردم ! تمام هستی ما
در همین خاک پشت پنجره هاست.....



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 9 مرداد 1395 01:12 ب.ظ

به این نتیجه برسید ...

شنبه 9 مرداد 1395 12:43 ب.ظ

نویسنده : بازگشته
به نام خدا

باید به این نتیجه برسید که هیچ‌ یاوری جز خدا ندارید .
تا به این باور نرسیدید خدا هر تدبیری می اندیشد تا به این باور برساندتان .
پس زود به این باور برسید تا به مصایب و شداید بیشتری دچار نشوید .
قبل از این که از شما بگیرن خودتان بدید
همه‌چی رو
جور و جفای خدا و مصایب او تا زمانی که سالک خود را تنهای تنها احساس نکند و مضطر نگردد و جز خدا حبیبی برای خود نبیند ادامه دارد .
تا بنده تسلیم نشده ادامه دارد .
سالک اگر هزار سال هم مقاومت کند بلا هم هزار سال ادامه خواهد داشت
اما اگر از همان اول بدهد
کار تمام است انشالله :

تو مرد ره چه دانی زیرا که ‌مرد ره را
اول قدم در این راه بر چرخ‌ هفتمین است

عطار



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 9 مرداد 1395 12:48 ب.ظ

راضی نباش

یکشنبه 3 مرداد 1395 10:42 ب.ظ

نویسنده : بازگشته
به نام خدا

به نشستن راضی نباش که شیطان هم‌به همین راضی نیست و تو را خواهد خواباند
لیک اگر تو خود بر نشستن راضی نباشی ٬برمی خیزی

انشالله.




منبع تصویر:
رسانه ی مجازی نگاه



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 3 مرداد 1395 10:52 ب.ظ

برگی از بوستان ...

سه شنبه 29 تیر 1395 12:46 ق.ظ

نویسنده : بازگشته
به نام خدا 

نقل است که از بزرگان بصره یکی در آمد و بر بالین او نشست و دنیا را می‌نکوهید سخت. رابعه گفت: تو سخت دنیا دوست می‌داری. اگر دوستش نمی‌داری چندینش یاد نکردیی که شکننده کالا خریدار بود. اگر از دنیا فارغ بودی به نیک و بد او نکردتی، اما از آن یاد می‌کنی که من احب شیا اکثر ذکره، هر که چیزی دوست دارد ذکر آن بسی کند. 

تذکرة الاولیا 
ذکر رابعه عدویه



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 29 تیر 1395 12:48 ق.ظ

اندر باب نفس...

پنجشنبه 24 تیر 1395 04:44 ب.ظ

نویسنده : بازگشته
به نام خدا 

ای عزیز و دوست همراه 
پیش از این در باب دفع فتنه ی نفس سخن راندیم
و مثال زدیم که گناهان آدمی به سان دود است و عاقل در پی دفع دود برنیاید بلکه آتش را از مبدا آن بیابد و اطفا کند 
معاصی را ریشه در زمین نفس است و چون اختیار آن زمین به دست گرفتی معصیت از آن -انشاالله تعالی- نروید 
اگر فکر دفع دود معاصی در سر داری بدان که باید ابتدا آتش نفس خاموش کنی .
پس چه هوای به قید کردن شهوت داری حال آنکه هنوز شکم به قید نکرده ای و زیاد میخوری 
و چه سرِ تصاحب غضب داری حال آنکه مخاصمه ی دنیا و مافیها از دل برون نکرده ای ؟!



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 تیر 1395 04:45 ب.ظ

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت...

دوشنبه 21 تیر 1395 07:05 ق.ظ

نویسنده : بازگشته
به نام خدا

چند رباعی از حافظ : 

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت 
وز بستر عافیت برون خواهم خفت 

باور نکنی خیال خود را بفرست 
تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت 

***

من حاصل عمر خود ندارم جز غم 
در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم 

یک همدم با وفا ندیدم جز درد 
یک مونس نامزد ندارم جز غم 

***

ای باد حدیث من نهانش می گو 
سر دل من به صد زبانش می‌گو 

می گو نه بدانسان که ملالش گیرد 
می گو سخنی و درمیانش می گو 

***

گفتی که تو را شوم مدار اندیشه 
دل خوش کن و بر صبر گمار اندیشه 

کو صبر و چه دل کآنچه دلش می خوانند 
یک ‌قطره ی خون است و‌ هزار اندیشه



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 21 تیر 1395 07:07 ق.ظ

بگذارید چیزی بهتان بگویم :

پنجشنبه 17 تیر 1395 11:48 ب.ظ

نویسنده : بازگشته
به نام خدا 


بگذارید چیزی بهتان بگویم‌.......
در تحمل شداید و سختی ها چیز هایی به دست خواهید آورد که تردید خواهید کرد که آیا از هیچ عمل دیگری می توانستید این نتیجه را بگیرید ؟!



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 تیر 1395 11:51 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 2 1 2